روانشناسی
کد خبر : 4932
پنجشنبه - ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۳۷

چرا کابوس می‌بینیم؟

حوادث ناخوشایندی که در دوران نوزادی و نوباوگی برای فرد رخ می‌دهند گاهی سبب کوتاه شدت دوره یادزدودگی کودکی می‌شوند و این مسئله فرد را مستعد کابوس دیدن در بزرگسالی می‌کند

چرا کابوس می‌بینیم؟

چرا کابوس می‌بینیم؟

چرا کابوس می‌بینیم؟  | از شما دعوت می‌کنیم این مطلب را دنبال کنید.

اگر از افراد بپرسید قدیمی‌ترین خاطره‌شان مربوط به چه سنی است، بیشتر آنها در مورد خاطراتی صحبت می‌کنند که به ۳ الی ۴ سالگی‌شان برمی‌گردد. اما معمولا کسی نمی‌تواند خاطرات قبل از آن را بیاد بیاورد. روان‌شناسان به این پدیده “دوره یادزدودگی #کودکی (IAP)” می‌گویند. ما تحت تاثیر پدیده IAP نمی‌توانیم خاطرات دوران نوزادی و اوائل نوباوگی‌مان را بیاد بیاوریم.
هرچند ممکن است بعضی #کودکان بتوانند خاطراتی از مثلا یک سالگی خود نیز بیاد آورند ولی این خاطرات بسیار ناپایدارند و بسرعت از ذهن پاک می‌شوند. در ضمن این پاک شدن با گذر سن وسعت می‌یابد تاجایی که بسیاری از بزرگسالانی بزحمت می‌توانند خاطرات قبل از ده‌سالگی خود را بیاد بیاورند. این مسئله بخاطر تغییراتی است که در گذر سن در نحوه ذخیره کردن اطلاعات در #حافظه بوجود می‌آید. روان‌شناسان برای توجیه پدیده یادزدودگی کودکی دلایل متعددی اقامه کرده‌اند مثلا بعضی‌ها به نقش زبان در تثبیت خاطرات اشاره می‌کنند و معتقدند ذخیره خاطرات در دوره پیش از اکتساب زبان مشکل است (می‌توانید از اینجا بیشتر در این مورد مطالعه کنید).
البته یادزدودگی کودکی نه‌تنها مسئله بدی نیست بلکه یکی از ارکان ضروری رشد کودکان نیز بحساب می‌آید. زیرا تجربیات ناخوشایندی که در این سن برای کودکان می‌افتد ممکن است منجر به زنجیره‌ای از اتفاقات شود و رشد طبیعی کودک را مختل کند. مثلا کودکی که در طی چهار دست و پا کردن خود را می‌سوزاند یا در حین یادگیری راه رفتن بارها زمین می‌خورد و گاهی دچار جراحت می‌شود، اگر قرار باشد این خاطرات را حفظ کند، در بزرگسالی آنقدر از تجربیات جدید ترس دارد که بعید است بتواند زندگی بهنجاری داشته باشد. در ثانی پرورش یافتن همین احساس “ترس” هرچند ممکن است در کودکی او را از خیلی خطرات (و البته تجربیات) حفظ کند اما در بزرگسالی به بیماری‌های روانی عمیق و ریشه‌دار مبدل خواهد شد، بیماری‌هایی همچون اضطراب و البته کابوس‌های شبانه!
تور نیلسون پژوهشگر آزمایشگاه رویا و کابوس دانشگاه مونترال کانادا که در مورد خواب و مسائل مربوط به آن مطالعه می‌کند در مورد کابوس‌ها فرضیه جالبی دارد (فرضیه شتاب‌گیری استرس). او معتقد است حوادث ناخوشایندی که در دوران نوزادی و نوباوگی برای فرد رخ می‌دهند گاهی سبب کوتاه شدت دوره یادزدودگی کودکی می‌شوند و این مسئله فرد را مستعد #کابوس دیدن در بزرگسالی می‌کند. برای مثال پژوهشی که در سال ۲۰۱۱ بر روی بیش از ۵ هزار بزرگسال مجارستانی انجام شد آشکار ساخت؛ افرادی که در سالهای ابتدایی زندگی‌شان برای حداقل یک ماه از مادرشان جدا شده‌اند بیشتر از افراد عادی کابوس می‌بینند.
در مقاله‌ی پژوهشی که اخیرا در مجله خواب و رویا به چاپ رسید، نلسون در یک مطالعه بسیار بزرگ تست فرضیه شتاب‌گیری استرس را بر روی ۲۷ هزار نفر اجرا کرد. او بدین منظور از سنجه‌ای بنام “پرسشنامه نوعی رویاها” استفاده کرد. در این پرسشنامه از آزمودنی‌ها درباره نوعی خواب‌هایی که می‌بینند (کابوس تعقیب شدن، کابوس افتادن از بلندی، کابوس جنسی، رویای پرواز‌کردن، رویای کودک‌بودن و …) سوال می‌شود. همچنین مشارکت‌کنندگان باید اعلام کنند خواب‌هایشان بیشتر در کدام درونمایه است، قدیمی‌ترین خوابی که بیاد دارند مربوط به چه سنی است و در در طول یک‌ماه معمولا چنددفعه کابوس می‌بینند.
از بین ۲۵ هزار نفری که این آزمایش را تکمیل کردند، بیشترشان اعلام کردند قدیمی‌ترین خوابی که یادشان می‌آید مربوط به ۴ یا ۵ سالگی‌شان است. اقلیت قابل‌توجهی (۴٫۶۳%) نیز اعلام کردند خوابهایی از دوره یادزدودگی کودکی‌شان بیاد دارند. رایجترین خوابها هم به ترتیب کابوس تعقیب شدن، کابوس افتادن از بلندی و رویای پرواز کردن در آسمان و کابوس دیدن شیطان یا موجودی اهریمنی بودند و حدود ۴۰% هم اعلام کردند در طول یکماه یک الی دوبار این خواب ها را می‌بینند.
این پژوهش از فرضیه شتاب‌گیری استرس حمایت می‌کند زیرا افرادی که خواب‌های دوران یادزدودگی کودکی‌شان را بیاد داشتند (حتی آنهایی که در این دوران رویاهای دل انگیزی همچون خوردن یک غذای خوشمزه یا پرواز کردن داشتند) در بزرگسالی بیشتر کابوس می‌دیدند. این تحقیقات بار دیگر تائید کردند که مختل شدن رویه یادزدودگی دوران کودکی منجر به ایجاد مشکلاتی در بزرگسالی می‌شود. این نتایج با نتایج پژوهش‌های جالب دیگری که نشان می‌دهند “افرادی که زیاد کابوس می‌بینند معمولا آنهایی هستند که خاطرات کودکی خود را خوب بیاد دارند، خواه این خاطرات مثبت باشند و خواه منفی” هماهنگ است.
اما نیلسون در پاسخ به این سوال که “چرا مختل یا کوتاه شدن دوره یادزدودگی به کابوس دیدن منجر می‌شود؟” ، می‌گوید: حوادث ناگوار در دوره کودکی منجر به تغییراتی در رشد مغز مخصوصا هیپوکامپ، آمیگدالا (بادامه) و بخش داخلی قشر پیشانی مغز می‌شود، یعنی دقیقا همان بخش‌هایی از مغز که مسئول بازفعال‌سازی عاطفی و تولید #کابوس هستند و این تغییرات در آینده منجر به کابوس دیدن می‌شوند.
همچنین بر اساس باور فروید چهار درونمایه رایج رویاها و کابوسها (تعقیب شدن، افتادن از بلندی، پرواز و دیدن موجودات اهریمنی) مربوط به تجربیات دوران کودکی است.
هرچند تحقیقت بیشتری در این زمینه نیاز است ولی همین پژوهش نیز بخوبی نشان می‌دهد تجارب کودکی چه تاثیرات عمیقی بر بزرگسالی ما دارند. حال بگویید قدیمی ترین رویایی که شما از کودکی‌تان بیاد می‌آورید چیست؟ آیا آن رویا امروزتان را تحت تاثیر قرار داده است؟
 
 

 

روان نویس